مرتضى مطهرى

203

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

زمان و مكان خودش دستور عدالت بدهد . امكان ندارد كه عدالت براى همهء زمانها و مكانها يك جور بشود ، همين‌طور كه امكان ندارد بزرگى و كوچكى براى همهء اشياء يك جور باشد . اگر اين حرف درست باشد كه عدالت نسبى است ، آنوقت حرف آنها درست است . ولى اگر عدالت مطلق باشد ، آنگاه حرف ما درست است . تعريف عدالت ما بايد عدالت را تعريف كنيم كه عدالت چيست ؟ از روى تعريف آن مىتوانيم بفهميم كه عدالت جزء امور مطلق است يا نسبى . آنچنان كه من مجموعاً يافته‌ام ، عدالت را سه جور مىشود تعريف كرد : يكى اينكه عدالت يعنى مساوات ، چون از مادهء عدل است و عدل يعنى برابرى . يك معناى عدالت برابرى است ، بلكه اصلًا معنا و ريشهء اصلى عدالت همان برابرى است . در قرآن هم اين ماده بعضى جاها معناى برابرى مىدهد ، نظير آنجا كه مىفرمايد : ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ « 1 » كفار غير خدا را با خدا برابر مىكنند ، مساوى قرار مىدهند . يك وقت هست كه ما عدالت را به معناى مساوات و برابرى تعريف مىكنيم . آيا درست است يا نه ؟ جواب اين است كه تا مقصودمان از مساوات چه باشد ؟ مساوات در چه ؟ بعضىها عدالت را مساوات تعريف مىكنند و مساوات را هم اين مىدانند كه تمام افراد بشر از لحاظ تمام نعمتهايى كه داده شده است در يك سطح زندگى كنند ؛ يعنى معناى مساوات اين است كه همهء افراد يك جور غذا گيرشان بيايد و همه يك جور ثروت داشته باشند ، همهء مردم يك جور خانه و مسكن داشته باشند ، همه يك جور مركب داشته باشند ، همهء مردم از چيزى كه آنها موجب سعادت مىنامند به‌طور مساوى بهره‌مند شوند ( مثلًا مال و ثروت يكى از موجبات سعادت است ، خانه و زندگى از موجبات سعادت است ) ؛ عدالت يعنى همهء مردم از چيزهايى كه موجبات سعادت است ، برابر داشته باشند . اگر ما عدالت را اين‌جور معنى كنيم ، درست نيست و اين عدالت ظلم است ، چرا ؟ . اولًا اين گونه عدالت امكان پذير نيست ، از اين نظر كه بعضى از موجبات سعادت چيزهايى است كه در اختيار ماست و بعضى ديگر در اختيار ما نيست و

--> ( 1 ) انعام / 1